تامّلی در آیه شریفه «لَكُمْ دينُكُمْ وَ لِيَ دين‏»

18:35 - 1397/02/22

این آیه شریفه مذکور به معنای توزیع دین و تقسیم حقّ نیست، بلکه برای اعلام آنچه هست نه آنچه باید باشد نازل شده است؛آنچه که باید باشد همان لزوم پذیرش دین الهی است و عنوان خطاب(يا أَيُّهَا الْكافِرُون‏) نشان می دهد که هرگز خداوند دین آنها را امضاء ننموده است، چنانکه توضیح داده می شود.  (لَكُمْ دينُكُمْ وَ لِيَ دين) برای ترک مخاصمه نیست که هم دین من حقّ است و هم دین شما، و شما در انتخاب راه آزادید، بلکه به این معناست که بت پرستی شما کفر است و باطل، و دین حقّ خداست نه حقّ ما تا در آن مسامحه کنیم.

سوره کافرون

شبهه: از جمله اشکالاتی که برخی ناآگاهان به مباحث قرآنی، به ساحت مقدّس قرآن کریم می گیرند این است که: با توجّه به آیه آخر سوره مبارکه «کافرون»/«لَكُمْ دينُكُمْ وَ لِيَ دينِ »، دین هرکسی برای او محترم است و کسی نباید متعرّض  ادیان دیگر یا تابعان دین های دیگر بشود! زیرا با توجّه به آیه فوق اگر خداوند دین مشرکان را قبول نداشت باید آن را ردّ می کرد و خطّ بطلانی بر آن می کشید و چون این کار را نکرده است پس دین آنها هم محترم است!

پاسخ إجمالی:
قطعا مراد خداوند متعال از این آیه کریمه این نیست که دین آنها حقّ است و محترم می باشد زیرا خداوند متعال می فرماید: «إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلام‏/ دين در نزد خدا، اسلام(و تسليم بودن در برابر حق) است‏»(آل عمران/19)، و کسی که دین اسلام را نپذیرد، خداوند دین دیگری از او قبول نمی کند، لذا همه مأمور به تبعیّت از دین اسلام اند «وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلامِ ديناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرينَ/ و هر كس جز اسلام(و تسليم در برابر فرمان حق،) آيينى براى خود انتخاب كند، از او پذيرفته نخواهد شد؛ و او در آخرت، از زيانكاران است‏»(آل عمران/85)، لذا آیه کریمه«لَكُمْ دينُكُمْ وَ لِيَ دين‏»به معنای توزیع دین و تقسیم حقّ نیست، بلکه برای اعلام آنچه هست نه آنچه باید باشد نازل شده است؛ آنچه که باید باشد همان لزوم پذیرش دین الهی است و عنوان خطاب(يا أَيُّهَا الْكافِرُون‏) نشان می دهد که هرگز خداوند دین آنها را امضاء ننموده است، چون اگر خداوند دین آنها را امضاء و تائید می کرد دیگر نمی فرمود(يا أَيُّهَا الْكافِرُون‏) و اینکه آنها را کافر خطاب کرده است به این معناست که دین آنها مورد قبول نمی باشد.

پاسخ تفصیلی:

برای فهم بهتر این آیه و رفع این توهّم ابتداء کل سوره را ذکر می کنیم:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ‏

قُلْ يا أَيُّهَا الْكافِرُونَ / لا أَعْبُدُ ما تَعْبُدُونَ  / وَ لا أَنْتُمْ عابِدُونَ ما أَعْبُدُ / وَ لا أَنا عابِدٌ ما عَبَدْتُّمْ / وَ لا أَنْتُمْ عابِدُونَ ما أَعْبُدُ / لَكُمْ دينُكُمْ وَ لِيَ دينِ /

به نام خداوند بخشنده مهربان‏. بگو: اى كافران! / آنچه را شما مى‏ پرستيد من نمى ‏پرستم!/ و نه شما آنچه را من مى ‏پرستم مى‏ پرستيد،/ و نه من هرگز آنچه را شما پرستش كرده‏ ايد مى ‏پرستم،/ و نه شما آنچه را كه من مى ‏پرستم پرستش مى‏ كنيد؛/ (حال كه چنين است) آيين شما براى خودتان، و آيين من براى خودم!

قبل از شروع به بحث، ذکر چند نکته به عنوان مقدّمه لازم است:
نکته اوّل). همان طور که از ظاهر این سوره مبارکه پیداست هیچ کدام از طرفین حاضر به پذیرش دین و آیین طرف مقابل نیستند، امّا آیا این بدان معناست که آنها دین یکدیگر را قبول دارند و نمی پذیرند؟ پاسخ خیر است، زیرا قطعا نه پیغمبر اکرم (صلی الله علیه واله) آیین مشرکان را قبول داشت(چون اگر قبول داشت که نمی فرمود: آنچه را شما مى‏ پرستيد من نمى ‏پرستم)، و نه مشرکان دین پیغمبر اکرم(صلی الله علیه واله) را می پذیرفتند(و نه شما آنچه را كه من مى ‏پرستم پرستش مى‏ كنيد)، پس قطعا هیچ کدام از طرفین دین یکدیگر را قبول نداشتند امّا آنچه که مهم است، این است که آیا هر دو دین حقّ است؟ یا خیر؟  اینجا نیز پاسخ منفی است زیرا اگر دین مشرکان صحیح بود و مورد قبول خداوند متعال بود قطعا پیغمبر  اکرم مأمور به تبعیت از آن می شد همان طور که خداوند به ایشان دستور تبعیت از دین حنیف حضرت ابراهیم خلیل را داد «قُلْ إِنَّني‏ هَداني‏ رَبِّي إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقيمٍ ديناً قِيَماً مِلَّةَ إِبْراهيمَ حَنيفاً وَ ما كانَ مِنَ الْمُشْرِكين‏/ بگو: «پروردگارم مرا به راه راست هدايت كرده؛ آيينى پابرجا (و ضامن سعادت دين و دنيا)؛ آيين ابراهيم؛ كه از آيينهاى خرافى روى برگرداند؛ و از مشركان نبود.»(انعام/161) و روشن است که پیامبر اکرم نه تنها مأمور به تبعیت از آیین مشرکان نبود بلکه مأمور به مبارزه با آنها بود. از طرفی دیگر نیز بسیاری از مشرکان این چنین بودند که دعوت پیامبر اکرم هیچ تأثیری در آنها نداشت و آنها هیچ گاه دست از بت پرستی بر نداشتند.«إِنَّ الَّذينَ كَفَرُوا سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا يُؤْمِنُون‏/كسانى كه كافر شدند، براى آنان تفاوت نمى‏كند كه آنان را (از عذاب الهى) بترسانى يا نترسانى؛ ايمان نخواهند آورد.»(بقره/6)

نکته دوّم). قرآن کریم به صراحت بیان می کند که خداوند، فقط دین اسلام را قبول دارد «إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلام‏/دين در نزد خدا، اسلام (و تسليم بودن در برابر حق) است‏»(آل عمران/19)، و کسی که دین اسلام را نپذیرد، خداوند دین دیگری از او قبول نمی کند، لذا همه مأمور به تبعیّت از دین اسلام اند: «وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلامِ ديناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرينَ/ و هر كس جز اسلام (و تسليم در برابر فرمان حق،) آيينى براى خود انتخاب كند، از او پذيرفته نخواهد شد؛ و او در آخرت، از زيانكاران است‏»(آل عمران/85)، بنابراین خداوند متعال همه را دستور به تبعیّت از دین اسلام(دین آخرین پیامبر) دستور داده است(خود این دستور به تبعیّت به معنای باطل بودن آیین مشرکان است.)

نکته سوّم). شأن نزول سوره: در روايات آمده است كه" اين سوره در باره گروهى از سران مشركان قريش نازل شده، مانند" وليد بن مغيره" و" عاص بن وائل" و" حارث بن قيس" و" امية بن خلف" و ... گفتند: اى محمد! تو بيا از آئين ما پيروى كن، ما نيز از آئين تو پيروى مى‏ كنيم، و تو را در تمام امتيازات خود شريك مى ‏سازيم، يك سال تو خدايان ما را عبادت كن! و سال ديگر ما خداى تو را عبادت مى‏ كنيم، اگر آئين تو بهتر باشد ما در آن با تو شريك شده‏ ايم، و بهره خود را گرفته‏ ايم، و اگر آئين ما بهتر باشد تو در آئين ما شريك شده و بهره ‏ات را از آن گرفته ‏اى! پيغمبر (صلی الله علیه واله) فرمود: پناه بر خدا كه من چيزى را همتاى او قرار دهم! گفتند: لا اقل بعضى از خدايان ما را لمس كن و از آنها تبرك بجوى ما تصديق تو مى ‏كنيم و خداى تو را مى‏ پرستيم! پيامبر (صلی الله علیه واله) فرمود: من منتظر فرمان پروردگارم هستم.

در اين هنگام سوره" قُلْ يا أَيُّهَا الْكافِرُونَ‏" نازل شد، و رسول اللَّه به مسجد الحرام آمد، در حالى كه جمعى از سران قريش در آنجا جمع بودند بالاى سر آنها ايستاد، و اين سوره را تا آخر بر آنها خواند آنها وقتى پيام اين سوره را شنيدند كاملا مايوس شدند، و حضرت و يارانش را آزار دادند[1]

با ذکر این چند مقدّمه به بیان جواب می پردازیم: آیه شریفه «لَكُمْ دينُكُمْ وَ لِيَ دين‏»به معنای توزیع دین نیست و تقسیم حقّ نیست، بلکه برای اعلام آنچه هست نه آنچه باید باشد نازل شده است؛ آنچه که باید باشد همان لزوم پذیرش دین الهی است و عنوان خطاب(يا أَيُّهَا الْكافِرُون‏) نشان می دهد که هرگز خداوند دین آنها را امضاء ننموده است، چنانکه توضیح داده می شود. (لَكُمْ دينُكُمْ وَ لِيَ دين) برای ترک مخاصمه نیست که هم دین من حقّ است و هم دین شما، و شما در انتخاب راه آزادید، بلکه به این معناست که بت پرستی شما کفر است و باطل، و دین حقّ خداست نه حقّ ما تا در آن مسامحه کنیم، لذا خدای سبحان در وصف آنان فرمود: «وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَيُدْهِنُونَ»(قلم/9)آنها علاقه مندند تا مسائل اعتقادی را با سازش، و مسالمت آمیز حل کنید ولی حقّ با باطل صلح و سازش ندارد، آنجا که حقّ نیست باطل است، و باطل یعنی عدم الحقّ، که با حق قابل جمع نیست. لذا فرمود در برابر پیشنهاد تبهکاران حجاز محکم و استوار بایست و بگو: (لَكُمْ دينُكُمْ وَ لِيَ دين)به این معنا که دین من حقّ است و دین شما باطل و شما باطل را انتخاب کرده اید. باطل یعنی بی راهه رفتن، پس باطل راه نیست، زیرا درجهان تکوین برای نیل به کمال وجودی دو راه وجود ندارد که یکی حق و دیگری باطل باشد بلکه راه فقط یکی است و آن حقّ است و هر کس از حق فاصله بگیرد در دام بیراه گرفتار خواهد شد.[2]        

پی نوشت:
[1]تفسیر نمونه،آیت الله مکارم شیرازی،دار الكتب الإسلامية،تهران‏،1374 ش‏،ج27،ص385. (اين شان نزول را بسيارى از مفسران با مختصر اختلافى در عبارات در تفاسير خود آورده‏ اند از جمله" طبرسى" در" مجمع البيان"" قرطبى" در تفسيرش و" ابو الفتوح رازى" در تفسير خود و" سيوطى" در" در المنثور").
[2]. سیره رسول اکرم(ص) در قرآن، آیت الله جوادی آملی، مرکز نشر اسراء، ج8،ص117و118.

امتیاز: 
No votes yet

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.
Online: 368